به گزارش شمس فارس، این فعال سیاسی و روزنامهنگار با اشاره به انتخابات سال ۱۳۷۶ گفت: در همان مقطع مشخص شد جریانی در اطراف هسته قدرت در حال شکلگیری است، که هدف آن ناکام کردن اصلاحات بود.
به گفته وی، اگر قفل رابطه ایران و آمریکا از درون حاکمیت و به دست جریان اصلی قدرت شکسته میشد، جمهوری اسلامی از شعارهای صرفاً ایدئولوژیک فاصله میگرفت و مسیر اصلاحات هم متفاوت طی میشد.
در آن صورت جریان اصلاحخواهی باید چهارسال دیرتر وارد عرصهٔ قدرت رسمی میشد.
زیدآبادی با انتقاد از فقدان استراتژی روشن از سوی اصلاحطلبان پس از دوم خرداد تصریح کرد: اصلاحطلبان به دلیل حضور گسترده مردم در انتخابات و حمایت از کاندیدای آنها دچار هیجانات کاذب شدند و بدون توجه به موازنهٔ قوا حجم گستردهای از مطالباتی را ترویج کردند که امکان تحقق عملی آنها نبود و همین شکاف، زمینه شکلگیری یک ضدجنبش قدرتمند از سوی حاکمیت را فراهم کرد.
وی ورود پرحجم نظامیان به عرصه سیاست و ظهور جریان بنیادگرا با محوریت شیخ محمد تقی مصباح یزدی را از پیامدهای این روند دانست و افزود: بدین ترتیب قرائتهای رادیکالی از دین و سیاست در دستور کار قرار گرفت که عملاً مسیر اصلاحات را مسدود کرد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با تأکید بر گرایش تا یخی افکار عمومی ایرانیان به رادیکالیسم سیاسی در مقاطع مختلف تاریخی گفت: اعتراضات خیابانی در بین نخبگان و روشنفکران ایرانی معمولاً جنبه تقدسآمیز دارد، اما رادیکال شدن آنها عموماً نتایج معکوسی در کوتاه مدت یا بلند مدت به دنبال دارد.
در این میان بخصوص تجربهٔ جمهوری اسلامی نشان داده است که پس از هر حرکت خیابانی، فضا محدودتر و امنیتی میشود و برخی دستاوردهای پیشین به طور موقت یا طولانی از بین میرود.
زیدآبادی با اشاره به وضعیت اینترنت گفت، برای مثال قبل از حوادث خونین دی ماه مطالبه عمومی رفع فیلترینگ بود، اما پس از آن مطالبه بسیاری از اقشار مردم، اتصال به اینترنت بینالمللی شد!
وی در بخش دیگری از سخنان خود به برجام پرداخت و گفت: برجام برای ایران یک حرکت تاکتیک محسوب میشد، اما برای دولت اوباما و آمریکا نقطه آغاز عادیسازی روابط بود و همین تفاوت نگاه، مانع از دستیابی به نتیجه پایدار شد.
این فعال سیاسی همچنین با رد توان اپوزیسیون خارج از کشور برای دستیابی به قدرت تصریح کرد: آنها نه شناخت دقیقی از جامعه ایران دارند و نه توان سرنگونی نظام را و از این جریانها دولت جایگزینی شکل نخواهد گرفت.
زیدآبادی با بیان اینکه «این سیستم به راحتی قابل سرنگونی نیست اما قابلیت بدتر شدن و ناامن شدن و ضعیفتر شدن را دارد» هشدار داد: ناامنی میتواند کشور را نابود کند و میزان تنفر و خشونت روانی حاکم بر جامعه ایران به یک تهدید جدی تبدیل شده است.
وی در پایان با اشاره به تحولات اخیر کشور گفت: ایران پس از اتفاقات اخیر، وارد دورهای از شکاف اجتماعی شده است که اگر به هر دلیلی ترمیم نشود، نه فقط شانس دمکراتیک شدن را از دست میدهد بلکه به ثبات و پایداری قابل قبولی هم نمیرسد.
به گفته زیدآبادی، در شرایط کنونی توافق به نفع ایران است و باید همه ارکان کشور به این سمت سوق داده شود، چرا که جنگ به معنای نابودی زیرساختهای کشور و به خطر افتادن موجودیت ایران خواهد بود.
او تأکید کرد: جمهوری اسلامی با پافشاری بر سیاستهای فعلی، قادر به ادامه مسیر نخواهد بود و در صورت عدم تغییر بنیادی مسیر، کشور دچار ناامنی مزمن و چه بسا تهدید وجودی روبرو خواهد شد.



























