در ساعت 05:00 یازدهم شهریور ماه 1360يگانهاي خودي اقدام به تك نموده و ارتفاعات بازيدراز (11:50) و قراويز را متصرف شدند.
در بررسي مرحله يكم عمليات بازيدراز ملاحظه گرديد كه حساسترين منطقه نبرد در صحنه عمليات غرب، منطقه سرپلذهاب-قصرشيرين بود و به دست آوردن هرگونه امتيازي در اطراف محور سرپلذهاب-قصرشيرين و گيلانغرب-قصرشيرين، پيامدهاي مهمي ميتوانست دربرداشته باشد. بنابر اين هرگونه تلاشي در اين منطقه براي عقب راندن نيروهاي متجاوز عراق نتايج مهمتر از وضعيت ظاهري تصرف يك يا چند تپه را داشت.
به طور كلي حداقل 2 نقطه بسيار حساس در اين منطقه بود كه كليد و محور اصلي به شمار ميرفتند، نقطه اول ارتفاعات قراويز و ريخك در طرفين محور سرپلذهاب-قصرشيرين و نقطه دوم چم امام حسن در محور گيلانغرب-قصرشيرين بود و چنانچه نيروهاي جمهوري اسلامي موفق ميشدند متجاوزان عراقي را از اين دو نقطه عقب برانند و آنها را در كنترل خود درآورند، ميتوانستند به سرعت يا به تدريج عناصر ارتش عراق تا خط مرز عقب برانند.
به علت همين حساسيت نقاط ياد شده، عراقيها ضمن كنترل كامل، مواضع مستحكمي در آنها ايجاد كرده و در شمال محور سرپلذهاب-قصرشيرين نيز با تأمين ارتفاعات كورهموش و بنهدستك مانع حركت احاطهاي نيروهاي ايراني از شمال غرب به طرف ارتفاعات قراويز شده بودند.
با توجه به همين اهميت فوقالعاده اين نقاط كليدي، تلاش اصلي لشكر81 زرهي و يگانهاي سپاه پاسداران مستقر در منطقه غرب، آن بود كه به هر شكل ممكن اين نقاط را از كنترل دشمن خارج سازند. به همين منظور چندين عمليات آفندي در محورهاي سرپلذهاب-قصرشيرين و گيلانغرب-قصرشيرين اجرا كردند.
عمليات آفندي محدود نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران كه از اوايل سال 1360 در تمام مناطق عملياتي جنوب و غرب كشور آغاز شده بود، به تدريج به عمليات گستردهتري تبديل گرديد و علت اصلي آن، تشكيل يگانهاي سپاه پاسداران و بسيج مردمي در ردههاي بزرگتر و به مقياسي وسيعتر از وارد شدن آنها به صحنههاي عمليات در روزها و ماههاي اوليه جنگ بود.
وارد صحنه شدن يگانهاي بزرگتر و قويتر سپاه پاسداران، كمكم طرحريزي و اجراي عمليات آفندي گستردهتر را امكانپذير كرد، چنانكه در 6 ماهه اول سال 1360 به ياري همين رزمندگان دلير، نبردهاي درخشاني در صحنه عمليات جنوب اجرا شد. در صحنه عمليات غرب نيز قدرت رزمي يگانهاي سپاه پاسداران به تدريج افزايش يافت و گردانهاي متشكل سپاه با توان رزمي فيزيكي و معنوي فوقالعاده وارد ميدانهاي پيكار شدند. با ورود اين نيروهاي رزمنده به ميدانهاي نبرد، توان رزمي كلي نيروهاي مستقر در منطقه غرب افزايش يافت و به فرماندهان مسئول منطقه امكان داد طرحهاي عملياتي حسابشدهتري تهيه نمايند و ضمن تحكيم بيش از پيش مواضع پدافندي، طرحهاي آفندي مناسب را بررسي و براي اجرا آماده سازند.
از جمله طرحهاي آفندي كه در شش ماهه اول سال 1360 طرحريزي و در شهريور ماه آن سال اجرا گرديد، عمليات آفندي منطقه سرپلذهاب بود كه در حقيقت ادامه عمليات بازيدراز در ارديبهشت ماه همان سال بود و به همين مناسبت به عنوان مرحله دوم عمليات بازيدراز نامگذاري شد.
تدبير اساسي در اين طرح، عقب راندن نيروهاي دشمن از غرب سرپلذهاب و گيلانغرب حداقل تا ارتفاعات قراويز و كورهموش، بنهدستك و ارتفاعات غربي روستاي جگرلو-محمدعلي در محور سرپلذهاب-قصرشيرين و قلههاي 1100 شمالي و 1150 و 1000 و 1016 در ارتفاعات بازيدراز در شمال محور گيلانغرب-قصرشيرين بود و در حقيقت هدف نهائي اين عمليات در مرحله نخست همان عمليات مرحله يكم بازيدراز بود.
براي اجراي مرحله دوم عمليات بازيدراز گردان های سپاه پاسداران با تشكيلات سازماني منظمتر و تجهيزات بيشتر و آموزش بهتر در منطقه سرپل متمركز گرديد.
با توجه به فهرست يگانهاي ياد شده، حداقل از نظر شكل ظاهر سازماني حدود يك لشكر از نيروهاي جمهوري اسلامي ايران در شهريورماه 1360 در منطقه نبرد سرپلذهاب گسترش داشتند و اين توان رزمي نسبت به روزها و ماههاي اول جنگ نيروي قابل ملاحظهاي بود.
غربي جبهه سرپلذهاب حمله جدي در نظر گرفته نشده بود، در طرح مرحله دوم عمليات بازيدراز، در هر 3 جبهه منطقه نبرد، هدفهاي حمله، تعيين شده بود و نيروهاي گسترش يافته در اين منطقه بايستي در شمال و غرب در جنوب حمله ميكردند و ارتفاعات كورهموش، بنهدستك، قراويز و جگرلومحمدعلي را در سمت شمال و غرب و بلنديهاي 1100 و 1150 و 1000 و 1016 را در سمت جنوب تصرف مينمودند. بنابراين حمله نيروهاي ايراني در برخلاف عمليات قبلي كه تلاش اصلي حمله فقط به منظور آزادسازي ارتفاعات بازيدراز بود و در مناطق شمالي و هر 3 جبهه اجرا ميگرديد. به همين سبب در طرح عملياتي كه به وسيله تيپ3 لشكر81 زرهي تهيه گرديد، يگانهاي موجود چنان سازمان داده شدند كه ضمن حفظ مواضع پدافندي موجود (براساس تدبيركلي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران) در هر 3 سمت در منطقه سرپلذهاب حمله كنند و هدفهاي پيشبيني شده را تصرف نمايند
بر اين اساس در طرح عملياتي تيپ3 زرهي كه به نام طرح ادبيان (به نام سروان شهيد ادبيان كه در عمليات قبلي در اين منطقه شهيد گرديده بود) تهيه و در دوم شهريور ماه منتشر شد
بدين ترتيب طرح عملياتي تيپ3 زرهي با هماهنگي فرماندهان سپاه پاسداران و ساير يگانهاي رزمنده براي اجراي حمله در منطقه سرپلذهاب در دوم شهريور ماه تكميل و آماده براي اجرا گرديد و اما از نظر روشنتر شدن پيچيدگي اين طرح و تنوع نسبتاً زياد عمليات اشاره به اين نكته ضرور است كه علاوه بر اين كه اساس اين طرح تركيبي از پدافند در مواضع مقدم و نگهداري خط پدافندي موجود و اجراي عمليات آفندي در 3 سمت جبهه بود، براي عمليات آفندي 10 هدف قطعي و 4 هدف احتمالي نهائي تعيين شده بود كه در نتيجه تلاش يگانهاي تيپ و سپاه پاسداران علاوه بر نگهداري مواضع پدافندي، در 10 محور پيشروي هدايت ميگرديد و با توجه به اينكه تمام يگانهاي حملهور در اين محورها نياز به پشتيباني آتش داشتند، هدايت عمليات توپخانههاي پشتيباني خود مسائلي را به وجود ميآورد و به همين جهت يگانهاي توپخانه كه از عناصر 10 گردان توپخانه بودند، به صورت آتشباري در تمام منطقه گسترش يافته بودند تا امكان پشتيباني از تمام يگانها و در تمام مدت عمليات وجود داشته باشد.
ابتدا قرار بود طرح عملياتي ادبيان در تاريخ 4 شهريور يعني دو روز بعد از انتشار به مرحله اجرا درآيد، اما قبل از اجرا يك مشكل اساسي پيش آمد و آن كمبود مهمات توپخانه 155 ميليمتري بود. فرماندهان گردانهاي توپخانه گزارش دادند كه مقدار مهمات موجود در منطقه براي مداومت پشتيباني كفايت نخواهد كرد.
اين مسئله سبب بررسيهاي بيشتر گرديد، لذا اجراي عمليات به تعويق افتاد. به هر حال نتيجه بررسيها هر چه بود، تاريخ اجراي عمليات مورد نظر به روز 11 شهريور ماه موكول گرديد و مدت زمان مرحله آمادگي يك هفته ديگر افزايش يافت و در اين مدت يگانهاي شركت كننده در عمليات حتيالمقدور نواقص موجود را برطرف كردند و جابجائيهاي لازم انجام شد و واحدها با آمادگي بيشتر منتظر فرا رسيدن زمان حمله شدند. سرانجام زمان حمله ساعت 0530 روز 11 شهريور ماه تعيين و ابلاغ گرديد.
نكته قابل توجه اين است كه تا هنگام تكميل طرح عملياتي، فرمانده سازماني تيپ3 زرهي، سرهنگ ستاد بدري بود كه از آغاز جنگ فرماندهي اين تيپ را به عهده داشت و فرماندهي لشكر نيز به عهده سرهنگ ستاد باوندپور بود، اما قبل از آغاز عمليات، فرمانده لشكر تعويض شد و سرهنگ ستاد بدري به جاي وي، فرماندهي لشكر81 زرهي را برعهده گرفت. در نتيجه براي سرپرستي تيپ سرهنگ ستاد زنوزي كه قبلاً فرماندهي يگان بسيجي احمدبنموسي را به عهده داشت، تعيين گرديد و در هنگام اجراي عمليات اين افسر فرماندهي تيپ3 زرهي را برعهده داشت.
روز اول مرحله دوم عمليات بازيدراز در حالي به پايان رسيد، كه به نسبت تلفات وارده به نيروهاي جمهوري اسلامي، موفقيت چنداني نصيب آنان نگرديده بود. نتيجه اين كه حمله تيپ3 زرهي در روز يازدهم شهريورماه در سمت شمال و غرب منطقه سرپلذهاب با عدم موفقيت متوقف گرديد، ولي در سمت جنوب و در ارتفاعات بازيدراز، نيروها موفق شدند قسمت جنوبي ارتفاعات را به كلي از وجود نيروهاي دشمن پاك كنند و پيشروي را به طرف تپه 1100 و شمال 1150 و سرانجام هدف نهائي 1000 و 1016 ادامه دهند.
در اين عمليات نيروهاي ايراني به علت عدم تقويت، موفقيت چنداني كسب نكردند و فقط در منطقه بازيدراز قلههاي 1100 و 1150 و قسمتي از قله 1016 را مجدداً تصرف نمودند. در اثر 14 پاتك سنگين دشمن در مدت عمليات خصوصاً روزهاي 13 و 14 شهريور ماه نيروهاي ايراني در ارتفاعات كورهموش، قراويز و غرب داربلوط، به مواضع پدافندي آرايش شده قبلي عقبنشيني كردند



























