به نام خدای بهارآفرین که در طریقت ما کافریست رنجیدن
روابط عمومی در سادهترین تعریف، هنرگفتوگو با جامعه است؛ اما در معنای عمیقتر، نوعی وفاداری حرفهای به حقیقت، مخاطب و اعتماد عمومی است.
اگر قرار باشد برای روابطعمومی شعری را برگزینم،با وفاداری به شعار امسال «منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن«، بیت دوم این غزل حافظ عزیز را بیش از آن، به روزگار امروز این حرفه نزدیک میبینم: وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن در آغاز با ستایش این که چند سالی است با انتخاب ابیاتی پرمعنا، روز و هفته روابطعمومی را نام مینهیم، ادامه میدهم که امید است این بیان هنرمندانه در پیوند با ادبیات شیرین فارسی، شیوههای پیشین بیان عملکرد و دستاوردها را کمی تغییر دهد و با رفتن به سوی داستانسراییهای هنرمندانه و جذاب از رویدادها، دستاوردها و وظایف سازمان، مخاطب را درگیر شنیدن و خواندن کند.
این ابیات نه فقط توصیهای اخلاقی بلکه میتواند منشور و ساختار رفتاری روابطعمومی باشد. روابطعمومی اصیلی که در روزگار بحران، نقد، سوءتفاهم، شایعه و فشارهای همهجانبه، بتواند وفادار بماند، ملامت را تحمل کند و در عینحال نرنجد، زیرا بیم آن میرود که همین رنجیدن، سرآغاز فاصله با مخاطب شود و اگر باورمان این باشد که روابطعمومی برای پر کردن همین فاصلهها، نقشآفرینی میکند، تلاش خواهیم کرد که دل دریاییمان را به آن پیوند نزنیم و از منظری دیگر با علم به اینکه روابطعمومی نقش ساماندهی ارتباطی دارد، زبان اعتماد و امید را زنده نگه داشته و همچنان به عشق ورزیدن، شهره بمانیم. و در این میان نباید از نقش گفتگو غافل شد.
پیشتر هم گفتهام و بار دگر میگویم که روابطعمومی خردمدار، در کنار رسانهها که شنونده و خواننده منفعل میسازند، میتواند در ضمن گفتگو با مخاطب با ارتباط بیواسطه به سمت روایتگری اول پیش برود.
گفتگو یکی از موضوعات مهمی است که ضروری است در یک سازمان مابین مسوولان ارشد و روابطعمومی، مردم و مخاطبان شکل بگیرد تا با تعیین استراتژی و برنامهریزی عملیاتی به نتیجه مطلوب رسید.
از این منظر گفتگو میتواند به حصول الگوهای مناسب برای عمل بینجامد و ارتباط مگر جز این است؟ با گفت وگو، زبان مشترک پیدا میشود و با زبان مشترک، فکر مشترک شکل میگیرد و با فکر مشترک، رویکرد مشترک در مقابل جهان و حوادث جهانی به وجود میآید. از این رو حاصل گفت وگو در نهایت همدلی و همزبانی است.
(دکتر هادی خانیکی، در جهان گفتگو) گفتگو در فرهنگ اسلامی، جامعهشناسی، مردمشناسی و روانشناسی نمود بارز دارد و نقش مؤثر گوش شنوا و زبان گویا در ارتباط را برجسته میکند. پس گفتگو یک ضرورت است و در عصری که بیش از هر زمان دیگر تحول و دگردیسی ارتباطی صورت گرفته مباد که به افول گفتگو برسیم که بیتردید در دنیای گفتگوهای ارتباطی، نقش مؤثر را روابطعمومیها ایفا میکنند..
شعار «منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن» مصداق وفاداریمان برای ساختن پلهایی است که اعتماد و مهر بر آن بنا میشود و میدانیم تنها با دیده نیالودن و عشق واقعی است که میشود در مسیر این طریقت پر رنج و افتخار گام برداشت. در این گذار و گذر، وفا داریم به واقعیت، به مردم، نه به مصلحتسنجیهای کوتاهمدت.
وفاداریم به سازمان، نه با پنهانکاری، بلکه با تصویرسازی درست و مسئولانه و شاید مهمتر از همه، وفاداریم به اخلاق حرفهای؛ همان جایی که روابطعمومی میآموزد حتی در سختترین شرایط، جانب انصاف و عدالت و راستی را رها نکند که: جز از راستی هیچ دم برنیار. و نیک میدانیم این راه پر پیچ و خم حرفهای، همیشه با تحسین همراه نیست؛ از این منظر، روابطعمومی مؤثر گاهی باید نقد بشنود، گاهی باید در برابر سوءبرداشتها صبور باشد و گاهی نیز باید در سکوت، بیندیشد.
اما آنچه این حرفه را شریف میکند، همین استقامت بیادعا است؛ ما در قامت روابطعمومی، با همهی کاستیها، استوار ماندهایم. استقامتی که از رنجیدن پرهیز میکند، چون میداند روابطعمومی همان هنر وفا کردن به مخاطب در زمان ملامت است و اگر قرار است اعتماد ساخته شود، راهش با تندی، دفاعکردن بیحاصل یا دلخوری هموار نمیشود. از طرفی، امروز روابطعمومی دیگر فقط بنگاهی برای صدور اطلاعیه یا تنظیم خبر نیست. روابطعمومی حرفهای، در قلب سازمان مینشیند تا بشنود، بفهمد و پیوند بسازد.
این منظر، روابطعمومی نه فقط سخنگوی سازمان، بلکه ضمیر بیدار آن است؛ ضمیری که باید واقعیت را بیپرده ببیند، خطا را انکار نکند، و در عین حال، زبان امید و اعتماد را زنده نگه دارد. در چنین فضایی، روابطعمومی اگر خسته شود و بخواهد به آنچه که هست راضی باشد، خیلی زود از اثر میافتد. اما اگر بر پایهی وفا، صبوری، صداقت و گفتوگو عمل کند، میتواند به مهمترین سرمایهی سازمان تبدیل شود، همچنان که هست و باید باشد. و روابطعمومی باید که دیده به بد دیدن نیالاید، بد نگوید و میل به ناحق نکند و با حقطلبی و حقیقتگویی، وفاداریش را هم به سازمان و هم به مخاطب اثبات کند. همقطارانم در عرصههنر مردم داری و روابطعمومی! روز و روزگارتان مبارک؛ شانههایتان را از هر چه خستگی احتمالی بتکانید و خودتان را بسپارید به نسیم تا هر کجا که خواست ببرد؛ تا شما را بنشاند بر پرنیانی از سادگی و شادی را بنوشاندتان.
اعظم موسوی –
مدیر روابطعمومی اداره آموزش و پرورش ناحیه سه شیراز- فعال فرهنگی

























