تكهاي مختل كننده ارتش عراق قبل از شروع عملیات فتح المبین :
ارتش بعث عراق به منظور برهم زدن سازمان رزمي يگانها در منطقه جنوب دست به تحولات و جابجائي هاي زيادي در منطقه سوسنگرد و بستان و همچنين غرب كرخه زد و امروز در دو جبهه كرخه كور (جنوب بستان) و غرب كرخه (غرب شوش) اقدام به تكهايي مختل كننده نمود، گزارشهاي واصله از لشكر 16 زرهي حاكي است كه دشمن در ساعت 7:00 صبح 60/12/28 از سمت مليحه سعدون در جنوب كرخه كور و از سمت كوهه در منطقه فرسيه دست به حمله زد كه با ايثار و فداكاري يگانهاي لشكر، حمله دشمن دفع و 3 افسر و 14 سرباز عراقي به اسارت در آمدند.
همچنين در حوالي نيمه شب در ساعت 23:30 حملات سنگين عراقيها با دو لشكر 3 زرهي و يك مكانيزه در غرب كرخه شروع شد و در شرايطي كه آمادگي يگانهاي عمل كننده در عمليات فتح المبين به حد اعلاي خود نزديك مي شد و كليه پرسنل در درجات مختلف جهت آغاز عمليات لحظه شماري و بيتابي مي كردند و در قرارگاه كربلا 2 براي تعيين بهترين ساعت و روز عمليات، بحث و تبادل نظر ادامه داشت و يك نظريه اين بود كه چون بهترين نور ماه را در شبهاي 17و18 فروردين ماه خواهيم داشت پس تا آن زمان صبر كنيم و نظريه ديگر اين بود كه بايد عمليات را طوري آغاز كنيم تا به مردم سلحشور و مسلمان ايران خبر خوشي در شروع سال جديد داده شود و از طرفي پرسنل رزمنده را هم بيش از اين در انتظار نگذاشته و نيروهاي مردمي را هم در حالت سكون قرار ندهيم.
(البته اكثر فرماندهان و افسران ستاد طرفدار نظريه دوم بودند.) هنوز نتيجه قطعي در مورد روز و ساعت عمليات اتخاذ نشده بود كه حدود ساعت 23:00 60/12/28 از قرارگاه فجر خبر رسيد كه دشمن با اجراي يك آتش انبوه و در پي آن تك خود را به منظور تصرف سر پل اشغالي در منطقه لشكر 77 آغاز نموده است كه بلافاصله از طريق فرماندهي نزاجا دستورات كافي به توپخانه ق م نزاجا در جنوب جهت پشتيباني سريع و مداوم از قرارگاه فجر و انهدام متجاوز صادر شد.
همچنين به هوانيروز آمادگي داده شد، چنانچه تك دشمن ادامه يابد با شروع روشنايي روز عمليات بر ضد دشمن را آغاز نمايد. هنوز اين مشكل به طور كامل حل نشده بود كه از قرارگاه فتح نيز خبر رسيد كه دشمن در ساعت 23:30 به مواضع تيپ 55 هوابرد تك نموده و حدود دو كيلومتر هم پيشروي نموده است كه ماجراي اين حوادث را در روز بيست و نهم اسفند پي مي گيريم.
حوادث قبل از عملیات فتح المبین 60/12/29
بعدازظهر امروز متعاقب مشورتي كه سرهنگ علی صیاد شیرازی(فرماندهي نيروي زميني ارتش) با محسن رضایی(فرماندهي سپاه پاسداران) به عمل آورد، تصميم گرفته شد در اولين دقايق بامداد فردا طرح عملياتي كربلاي2 به مرحلهی اجرا در آيد.
اين در حالي بود كه از عناصر گروه طراح و يا به عبارت ديگر، هيچكدام از عناصر ستاد قرارگاه كربلاي2 از تصميم فوق اطلاعي نداشتند. هرچند اين تصميم از جهات متعدد، منطقيترين و حياتيترين تصميم بود؛ اما از لحاظ زمان اجرا به هيچ عنوان قابل قبول نبود، زيرا يگانها و بهخصوص قرارگاه قدس، آمادگي اجراي طرح را نداشتند.
كما اين كه در گزارش قرارگاه قدس، عنوان شده بود که يگانها تا ميزان 85 درصد آماده و در مناطق پراكندگي استقرار يافتهاند؛ ولي توپخانهي تيپ2 لشكر92 زرهی اهواز هنوز استقرار كامل نيافته بود.
گزارشهای دريافتي از قرارگاههاي فجر و فتح نیز حاكي بود: به علت تلفات و ضايعات وارده بهويژه به تيپ55 هوابرد شیراز و بخشي از لشكر77 پیروز خراسان، اين يگانها قادر به اجراي عمليات حداقل در دو روز آينده نخواهند بود، لذا سرفرماندهي مشترك قرارگاه كربلاي2 بر سر دوراهي مانده بودند.
سپهبد شهيد علي صياد شيرازي در اين مورد ميگويد: «با توجه به رويدادهاي فوق، دو راه كار در مقابل ما قرار داشت. يا بايد با قرارگاه نصر و قدس عمليات را آغاز ميكرديم، دو قرارگاه از چهار قرارگاه و يا اين كه كل عمليات را به تأخير ميانداختيم، تا آمادگي هر چهار قرارگاه به حالت اول بازگردد.
مورد اول از نظر نظامي، منطقي به نظر نميرسيد و دومي ممكن بود عراق را وادارد كه در مناطق ديگرهم دست به تكهايي ايذايي و يا تكهاي وسيع بزند و كل عمليات ما را به خطر اندازد.
لذا تصميم گرفته شد كه يكي از ما دو فرمانده(فرماندهي نيروي زميني ارتش و فرماندهي كل سپاه پاسداران) به حضور حضرت امام شرفياب شده و جواب دو سؤال زير از محضرشان درخواست گردد:
سؤال(1): امام! ما سه ماه زحمت كشيديم، تلاش كرديم و خط را حفظ كرديم تعمق و كارشناسي نموديم. الان ما درمانده شدهايم. اوضاع بههمخورده، در اين شرايط بايد چه كنيم؟
سؤال(2): امام! آيا براي اجراي طرح ناقص عمليات از دو محور، جسر نادري و عينخوش، استخاره با قرآن ميفرماييد؟
در مورد وقت شرفيابي با حاج احمد آقا(ره) قبل از حركت هماهنگ شد. با رايزني كه ما دو نفر كرديم، بنا شد من(فرماندهي نيروي زميني) در منطقه بمانم و برادر ارجمندم جناب آقاي محسن رضايي به تهران بروند و به حضور امام(ره) شرفياب شوند.
با محاسبهاي كه انجام شد، حداقل زمان رفت و برگشت از دزفول به تهران سپس به جماران و يك ربع در محضر امام(ره) و همين زمان براي برگشت چيزي در حدود 32 ساعت زمان ميبرد كه ممكن بود تا آن موقع دشمن دست به اقدامات ديگري بزند و در نتيجه سؤالات جديدي مطرح شود؛ لذا جهت حل اين مشكل مشغول بحث بوديم كه افسر رابط نيروي هوايي در قرارگاه كربلاي2(سرهنگ خلبان حقشناس) كه چندي بعد به درجهی رفيع شهادت نائل شد، جلو آمد و گفت: «اگر اجازه بفرماييد، من ميتوانم مشكل زماني شما را حل كنم.
گفتيم چطور؟ ايشان گفت: با توجه با اين كه در پايگاه هوايي دزفول هواپيماي دو كابينهي اف5 وجود دارد و من كه استاد خلبان هستم، نيازي به كمك خلبان ندارم، لذا يكي از شما ميتوانيد در كابين عقب به جاي كمكخلبان سوار شويد و پانزده دقيقه از پايگاه دزفول ميرويم تا فرودگاه تهران و پانزده دقيقه هم برميگرديم به پايگاه دزفول.
البته نكتهي بسيار مهم اين است كه مسئوليت اين كار را خودتان بايد بپذيريد؛ زيرا پرواز غير خلبان با هواپيماي شكاري، ممنوع و غيرممكن است. سواي اين مهم از نظر بدني هم دچار فشارهايي خواهيد شد كه بايستي تحمل نماييد.
بلافاصله با مقامات نيروي هوايي، هماهنگ و مقدمات كار را آماده كرديم و برادر بزرگوارمان آقاي محسن رضايي در روز 60/12/29 از پايگاه هوايي دزفول بهسمت تهران حركت كرد و پس از دو ساعت در حالي كه جواب هر دو سؤال ما را از امام دريافت كرده بود، به قرارگاه كربلا رسيد و جوابهاي حضرت امام(ره) را بدين شرح بازگو نمود:
پاسخ سؤال اول: شما(رزمندگان ایران اسلامی) نيز سريعاً عمل كنيد.
پاسخ سؤال دوم: در اينجا استخاره لازم نيست.
براي اين كه قلبتان قوت گيرد، قرآن را به طلب خير باز كنيد و تلاوت كنيد، قوت قلب پيدا ميكنيد.
درحاليكه تعدادي از فرماندهان سپاه و ارتش و عناصر قرارگاه كربلا همگي جمع بوديم، با شنيدن رهنمودهاي حضرت امام(ره) قرآن را باز كرديم، آيهي مباركهي فتح آمد.
بلافاصله اسم عمليات «فتحالمبين» گذاشته شد و فضاي قرارگاه كه در يك حالت بلاتكليفي بهسر ميبرد، با شنيدن جوابهاي امام و تلاوت آيه شريفهي فتح، به يك فضاي معنوي و پر از اميد تبديل و همگي از بلاتكليفي خارج شديم.»

























