جنگ؛ بخشی لاینفک از تاریخ تمدن تاریخ جامعه بشری، آکنده از حوادث گوناگون است که در این میان، برخوردهای نظامی تحت عنوان «جنگ»، صفحات اصلی و سرنوشتساز این کتاب را تشکیل میدهند. به باور تحلیلگران، وقوع جنگ در طول تاریخ تمدن به گونهای بوده که آن را به بخشی جداییناپذیر از زیست سیاسی و اجتماعی انسانها تبدیل کرده است.
جامعه جهاني در طول يكصد سال گذشته شاهد نبردهاي وسيع و سنگيني بوده است كه دو جنگ آن عنوان جهاني يافته و بقيه نبردها يا دو طرفه بوده و يا حداكثر در سطح يك منطقه محدود آغاز و پايان يافته است . با پيروزي انقلاب اسلامي ايران در نيمه دوم قرن بيستم در اوايل دهه 80 ميلادي ، موازنه قدرتي كه در دهه هاي پس از جنگ دوم جهاني به سود غرب بود، تغيير يافت و از نظر ساختار امنيتي منجر به پيدايش خلاء در منطقه گرديد و به تدريج توطئه ها و دسيسه هاي پشت پرده بر عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي آشكار شد و دشمني هاي پنهان جاي خود را به رويارويي مستقيم با ملت انقلابي ايران داد و اتحادي شوم با هدايت استكبار جهاني و بعضي كشورهاي عرب منطقه بر عليه كشور ايران به وجود آمد و تحريكات داخلي به خصوص در منطقه شمالغرب كشور ابعاد گسترده اي يافت و در شهريور سال 1359 به اوج خود رسيد.
ضد انقلابيون در شهرهاي مرزي و نقاط حادثه خيز كشور و سياسيون وابسته به استكبار در قلب كشور دست به توطئه و آشوب و ناامني و برادر كشي زدند و از سويي ديگر صدام حسين با پيوستن به اين اتحاد شوم، تلاش گسترده اي در جهت كسب قدرت برتر منطقه آغاز و نيات خود را با توطئه هاي استعمار عيان كرد و به تدريج زمينه براي تهاجم گسترده به مرزهاي ميهن اسلامي ايران فراهم شد.
به هر صورت تلاش هاي عوامل داخلي با هماهنگي دشمن خارجي در شهريور ماه به اوج خود رسيد، تحركات ضد ايراني دولت عراق فزاينده و همه جانبه شد. تهديدات جنگ طلبانه كه از قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران طراحي شده بود بر عليه كشور ما آغاز گرديد. ناآرامي ها و درگير هاي مرزي از سوي عراق شدت گرفت ، اظهار نظرهاي صريح و جنگ طلبانه مقامات عراقي در اين هنگام و تاكيد بر حل اختلاف از طريق زور، بابيان خواستهاي غير معقول ، بر خلاف عهدنامه ها، با ادعاي حاكميت بر اروند رود ( شط العرب ) نيات پليد حاكمان بغداد را كاملاً آشكار ساخت.
دولت بعثي آخرين هماهنگي هاي لازم براي نهايي كردن حمله نظامي از پيش برنامه ريزي شده را بعمل آورد و تحركات آشكار دولت عراق بجائي رسيد كه ابتدا راساً و رسماً سه منطقه مورد اختلاف را تصرف و عهد نامه 1975 را بطور يك جانبه ملغي كرد و نهايتاً در آخرين روز شهريور ماه 1359صدام حسين با كشيدن سمبليك طناب يك توپ جنگي طولاني ، خونبار و ويرانگر را بر عليه كشور ما آغاز كرد.
آغاز تهاجم و نقض عهدنامههای بینالمللی
هجوم ارتش عراق در سايه حمايت هاي سياسي ، نظامي آشكار و پنهان بیش از ۳۰ کشور جهان در مورخه 31/6/1359 پشتیبانی میشد، با چهار هدف راهبردی طراحی شده بود:
۱. تضعیف نظام جمهوری اسلامی ایران
۲. جدا کردن بخشهایی از خاک کشور
۳. منحرف کردن اهداف انقلاب اسلامی
۴. براندازی کامل نظام جمهوری اسلامی
ارتش جمهوري اسلامي ايران بعنوان تنها سازمان متشكل و منسجم علي رغم همه كاستي ها و نابساماني هاي بوجود آمده از حوادث اجتناب ناپذير انقلاب اسلامي ، در همان روزهاي آغازين جنگ در محورهاي آبادان ، خرمشهر ، سوسنگرد ،اهواز، فكه ، دهلران ، مهران ، ميمك، سومار و قصر شيرين و …. با همكاري دیگر نیروها و پشتیبانی مردم توانست با زمين گير كردن دشمن در مواضع نامناسب پدافندي بزرگترين شكست را در عدم دستيابي عراق به اهداف تعيين شده تحميل سازد به گونه اي كه در همان روزهاي اول جنگ اولين نداي مذاكرات صلح و آتش بس از طرف عراق شنيده شد.
در دو سال اول جنگ نيروهاي مسلح ايران، عراق را از خاك خود بيرون راندند. و در سالهاي بعد مواضع مهمي را در خاك عراق تصرف كردند. در سال پاياني جنگ عراق مواضع خودش را بازپس گرفت و نهايتاً جنگ از 29/5/1367 با موافقت دو طرف درباره قطع نامه 598 پايان يافت و آتش بس رسمي بين دو كشور برقرار شد.



























