به گزارش شمس فارس، شهرستان سپیدان در استان فارس که به دلیل اقلیم کوهستانی، منابع آبی غنی و تنوع زیستی، به عنوان «قطب طبیعتگردی جنوب ایران» شناخته میشود، این روزها با تناقضی بزرگ روبروست؛ تناقضی میان درآمدهای گردشگری و هزینههای گزاف تخریب زیرساختها که زنگ خطر را برای پایداری زیستمحیطی این منطقه به صدا درآورده است.
جاذبههایی که قربانی محبوبیت خود شدهاند
سپیدان با بهرهمندی از آبشار مارگون، چشمه ششپیر، تنگ تیزاب، چلهگاه و پیست اسکی پولادکف، مقصدی بیبدیل برای فرار از گرمای جنوب است. با این حال، گزارشها حاکی از آن است که ورود سالانه بیش از ۵ میلیون گردشگر، فراتر از توان اکولوژیکی و زیرساختی این شهرستان است.
بحران زباله؛ بودجههایی که در سطلهای زباله دفن میشوند
یکی از چالشهای اصلی سپیدان، مدیریت پسماند است. نماینده منطقه بارها هشدار داده است که بخش قابلتوجهی از بودجههای عمرانی و فرهنگی شهرستان، بهجای صرف شدن در پروژههای توسعهای، صرف انتقال زبالههای انباشتهشده توسط گردشگران به خارج از شهرستان میشود. این چرخه معیوب، عملاً توسعه سپیدان را در وضعیت درجا زدن قرار داده است.
گرههای ترافیکی؛ کلاف سردرگمِ مسیرهای گردشگری
علاوه بر بحران زیستمحیطی، محورهای مواصلاتی منتهی به سپیدان – بهویژه مسیر شیراز-اردکان – در ایام تعطیل عملاً فلج میشوند. اگرچه پروژههایی نظیر تعریض محور ۵ کیلومتری چلهگاه آغاز شده، اما کارشناسان معتقدند تا زمانی که «عرض جادهها» و «تعداد خودروهای ورودی» با هم متناسب نباشند، این گرههای ترافیکی همچنان آرامش بومیان را مختل خواهد کرد.
اقتصاد گردشگری یا هزینههای اجتماعی؟
پژوهشهای دانشگاهی (از جمله مطالعات دانشگاه شیراز بر روی روستاهای هدف گردشگری مانند کمهر و کهکران) نشان میدهد که وضعیت پایداری در این مناطق در سطح «ناپایدار» قرار دارد. نکته قابل تأمل اینجاست که علیرغم حجم بالای ورود مسافر، سود اقتصادی مستقیم این حضور برای مردم محلی ناچیز است، در حالی که سنگینیِ تبعات منفی آن، از ترافیک گرفته تا تخریب منابع آبی و پوشش گیاهی، تنها بر دوش ساکنان بومی باقی میماند.
کارشناسان گردشگری بر این باورند که برای نجات سپیدان، باید رویکرد «کمیتگرایی» کنار گذاشته شود. تعیین «ظرفیت پذیرش» برای تفرجگاههای حساس، سرمایهگذاری بخش خصوصی در ایجاد اقامتگاههای رسمی بهجای کمپینگهای غیرمجاز و اجرای سختگیرانه قوانین حفاظت از محیطزیست، از جمله اقداماتی است که میتواند سپیدان را از یک «تفرجگاهِ در حال تخریب» به یک «الگوی گردشگری پایدار» تبدیل کند.
آینده سپیدان در گروِ یک مدیریت یکپارچه است. اگر تدبیری برای توزیع متوازن گردشگر و تقویت زیرساختهای رفاهی اندیشیده نشود، این نگین طبیعت فارس بهزودی توان بازسازی اکوسیستم خود را از دست خواهد داد.



























